محمد غفورى
49
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى )
شبهقاره هند بوده است . در ادامه و براى آگاهى بيشتر از سير اجمالى نقدهاى فرقهاى و آشنايى بيشتر با رديهنويسى ، شمارى از دانشمندان شيعه و سنى را نام مىبريم كه در اين باره كتاب نوشتهاند و برخى آثارشان را معرفى مىكنيم . گفتنى است كه مهمترين موضوع اختلافى ميان شيعه و سنى ، مسئله امامت و خلافت مسلمانان است كه حجم فراوانى از رديهها را به خود اختصاص داده است . اهلسنت براى رد شيعه ، بيشتر از عنوان رافضه استفاده مىكنند . ولى با اينكه شيعيان به واژه خاصى محدود نيستند ، اما متمايلاند اهلسنت را حشويه « 1 » بنامند . الف ) رديههاى علماى سنى عليه شيعه شمار فراوانى از دانشمندان اهلسنت ، عليه تاريخ و باورهاى شيعيان ، كتاب نوشتهاند كه برخى نام برده مىشود ؛ « ابوسهل بشر بن معتمر هلالى بغدادى » ( م . 210 ه . ق ) : « الرد على الرافضه » ؛ « 2 » « بشر بن غياث بن ابىكريمه مريسى عدوى » ( م . 218 ه . ق ) : « الرد على الرافضة فى الامامه » ؛ « 3 » « ابوبكر عبدالرحمان بن كيسان اصم » ( م . 225 ه . ق ) : « الرد على الرافضه » ؛ « 4 » « ابوعمرو ضرار بن عمرو غطفانى » ( م . حدود 190 ه . ق ) : « الرد على
--> ( 1 ) . گروهى از اهل سنت قايل به تجسيم خداوند متعال كه به ظواهر قرآن تمسك مىجستند ؛ فرهنگ علوم ، سيد جعفر سجادى ، ص 246 ؛ معارف و معاريف ، دشتى ، ج 4 ، ص 570 . ( 2 ) . الفهرست ، النديم ، ص 185 ؛ هدية العارفين ، اسماعيل پاشا ، ج 1 ، ص 232 . ( 3 ) . سير اعلام النبلاء ، ذهبى ، ج 10 ، ص 201 . ( 4 ) . الفهرست ، النديم ، ص 214 .